به نام خدا
آن ( حسین علیزاده ) و آن ( پژمان حدادی ) که این ، آن و آن را خلق کردند. مجموعه ای زیبا که فضایی روحانی و دلنشین را به مخاطب می بخشد و انسان زمینی را به آسمان می برد .
نمی دانم باید از کجا شروع کنم زیرا که صحبت از آن و آن که هر یک جایگاهی والا در موسیقی ایران و دنیا دارند کاری بس دشوار است.
ولی در کل سعی بر این دارم که در نقد و بررسی آثار از نام یا نامهای خالق آن چشم پوشی کنم و بدور از هر تعصبی به این امر بپردازم.
این مجموعه که به صورت کنسرتی بداهه انجام گرفته شامل دو بخش است 1- آواز دشتی 2- آواز بیات اصفهان ( بهار 1386 ) که نشر این اثر را موسسه هرمس به عهده داشته .
این کار در مجموع کار قوی و زیبایی ست و گوش کردن مکرر آن انسان را به هیچ عنوان خسته نمی کند و با هر بار گوش دادن نکته ی جدیدی در آن کشف می شود. باید به این امر توجه کرد که نوازندگی به قدری قویست و موسیقی آنقدر غنی می باشد که در هیچ لحظه از کار شنوده احساس کمبود خواننده را نمی کند.
به اعتقاد من موسیقیی که نبود خواننده در آن به چشم نمی آید حاکی از قوی بودن آن موسیقیست زیرا جامعه ی ما و مخاطبان ما خواننده محور هستند و باز به نظر من نوازنده و آهنگ ساز آنقدر باید به کار خود ایمان داشته باشد که همچین کنسرت و آلبومی را به بازار ارائه دهد. البته دیگران نیز قبلآ چنین کاری کرده اند که با استقبال مواجه نشده و اسمی هم از آنها نمی برم.
در این مجموعه 15 قطعه وجود دارد که در زیر به اختصار به آنها می پردازم.
1- دل به دل
که با مضرابهایی زیبا همراه با سکوت شروع می شود که این خود نوعی فضا سازیست . با تکیه های زیبا با مضرابهایی واضح و شفاف و پنجه کاری فوق العاده گویی علیزاده می خواهد دل را آماده و پرداخته ی اتفاقات بعد بکند.
2- به ابد
از این قطعه پژمان حدادی با تنبک نوازی خیره کننده خود وارد می شود . حدادی اصولآ با تنبک جواب ساز را می دهد تقریبآ شبیه به سازهای دیگر و صرفآ به نواختن ریتم بسنده نمی کند و این یکی از عمده دلایل ست که او را از دیگر تنبک نوازان متمایز می کند.
تا آنجا که حسین علیزاده با شبه درابهایش و حدادی با جواب تنبکش صحنه دویون اسب را تداعی می کنند .به این دلیل شبه دراب می گویم زیرا بیشتر این صدا به واسطه ی پنجه کاری ست تا مضراب زدن . از صدای جارویی که حدادی در می آورد هم نباید گذشت. قسمتی که علیزاده روی سیم اول اجرا میکند و حدادی بسته ساز می زند که فوق العاده است.
می رسیم به دقیقه 30/4 که علیزاده باز صدای اسب را با نواختنش به تصویر می کشد ولی این بار روی سیم بم .این قطعه همانند اسمش می ماند گویی کسی را رهسپار جایی می کنی ، جایی به نام ابدیت جایی که همانند اول قطعه با دلهره آغاز می شود و با چشم به راهی و افسوس به پایان می رسد.
3- شکواییه
چنان علیزاده ساز می زند که گویی از همه عالم شکوه دارد .
4- در پی روزن
تجسم کنید آدمی که سر گردان به دنبال جایی می گردد چه حالی دارد؟ به راحتی می توانید این حال و هوا را در این قطعه لمس کنید.اصلآ انگار در مقابل بازیگری نشسته اید و او دارد این نقش را بازی می کند.این که در آخر جایش را پیدا میکند یا نه با شما.
5- سحر گاه
از این قطعه رد می شوم چون چیز خاصی توجهم را جلب نکرد
6- شتافت
به شخصه این کار را خیلی دوست دارم . در نواختن سه تار از ثانیه 20 تا 40 واقعآ می توانید لطافت ، ناز و کرشمه را احساس کنید و چقدر زیبا ساز می زند حسین علیزاده و با چه قدرتی روزی سیم ها مانور می دهد.اوج کار در این ترک به نظر من از دقیقه 30/2 شروع می شود با مضراب های کوبنده علیزاده و جواب بی نظیر حدادی.
7 - زلال
با زلالی تمام شروع می شود، وارد دستگاه همایون می گردد و با چه استادیی این کار را انجام می دهد بدون اینکه کوچکترین نا هنجاریی رخ دهد.
8 و 9 - مستانه و پدیدار
گوش دادن و قضاوت این دو را به شما می سپارم.
10 - در اندرون
کار از این جا وارد آواز بیات اصفهان می شود. علیزاده در این کار گویی می خواهد دراندرون آواز
اصفهان را به ما نشان دهد و بشناساند.
11 - در پی
در این باب فقط همین را بگویم که انسانی را فرض کنید که در پی چیزی می گردد ولی نمی داند آن
چیز چیست . هر لحظه چیزی به ذهنش خطور می کند ولی باز می بیند که آن چیز ، چیزی نیست که
او آن را می خواهد . با خود حرف می زند ، فکر می کند ، گاهی می خندد و گاهی می گرید و سرانجام
خسته می شود و به خواب فرو می رود.
12 - شوق پرواز
به نظر من در بعضی قسمتهای این کار تنبک نمی نشیند و اگر نبود بهتر می شد. البته این امر دال بر ضعف پژمان حدادی نیست حاکی از قدرت بی بدیل و ذهن پویای علیزاده است
13 - خیال پرواز
در مورد این هم حرفی نمی زنم چون نمی توانم وصفش کنم.
14 - پرواز
از شوق و خیال پرواز گذشتیم و به پرواز درآمدیم چه قدر نرم ، چه با شکوه و چه با قدرت حسین
علیزاده پرواز را به ما نشان می دهد . در آسمان نا متناهی موسیقی بال می گشاید اوج می گیرد
می چرخد و آدمی با شنیدن و دیدن این پرواز به آسمان روحانیت و عرفان می رسد.
15 - بی غبار
غباری در آن آسمان دیده نمی شود همین.

قلم از نوشتن در باره ی حسین علیزاده قاصر است همچنین پژمان حدادی . این کار مانند یک دایره می ماند که از نقطه ای شروع می شود و به همان نقطه می رسد. اسامی و نام هایی که برای این مجموعه برگزیده شده وقعآ به جا و از روی دانش بوده است. می توانیم دو اسم اول و آخر را به هم وصـل کنـیم و مـشاهده می کنیم که چه عبارت زیبایی را پدید می آورند : دل به دل بی غبار.
در این نقد نخواستم که در تک نوازی ها و دو نوازی ها اسم گوشه های ردیف را بیاورم چون فکر می کنم بردن این نام ها چیزی جز محدود کردن کار و فکر ندارد و ما را از لذت های که می توانیم ببریم دور می کند.این نوع موسیقی را باید با گوش دل شنید نه عقل زیرا به نظر من موسیقی چیزی ورای عقل و زبان است همانطور که می گویند : آنجا که سخن باز می ایستد موسیقی آغاز می شود.
این در کل نظریات و احساسات من در مورد این کار بود و امید وارم توانسته باشم به خوبی آن را بیان کنم.
حتمآ این آلبوم را بخرید ، گوش کنید و لذت ببرید.
علیرضا فرخ زادی