نقد و بررسی کتاب گل صد برگ
|
ذوالفنون: موسیقی باعث میشود که بهتر بتوا نیم با هم گفتگو کنیم |
|
نشست نقد و بررسي کتاب گل صد برگ که توسط سروش قهرمانلو و درباره جلال ذوالفنون استاد ساز سه تار نوشته شده است با حضور نويسنده، جلال ذوالفنون و ابوالحسن مختاباد در شهر کتاب برگزار شد. سروش قهرمانلو، نويسنده کتاب در سخنان کوتاهي به چگونگي شکل گيري اين کتاب پرداخت و گفت:« از زماني که پيشنهاد نوشتن اين کتاب به من داده شد، مهمترين چيزي که به آن توجه داشتم اين بود که ساختار کلامي استاد ذوالفنون تغيير نکند. به همين دليل سعي کردم کمترين دست را در جمله بندي هاي ايشان ببرم. البته در جاهايي نيز به خاطر اينکه طبع کلام حفظ و خاطر خواننده تلطيف شود، تغييرات انکي صورت گرفته است.» او افزود:« در مجموع سعي کرده ام استاد ذوالفنون آنگونه که هست نمايانده شود نه آنگونه که مي خواهيم.» استاد جلال ذوالفنون نوازنده برجسته سه تار نيز در اين نشست درباره انگيزه اي که موجب تولد کتاب گل صد برگ شده است، گفت:« اگر به گذشته موسيقي ايران برگرديم خلاهاي عميقي را مي بينيم که ارتباط فرهنگ امروزي را گذشته قطع کرده است. مثلاً يکي از چيزهايي که به صورت توهم و يا تصور غلط در ذهن مخاطب هنر مي گذرد اين است که فکر مي کنند نقاشي هنر است و يا اينکه موسيقي و معماري هنر است. در حاليکه اين طرز تفکر ناشي از ذهنيتي متافيزيکي است. بايد گفت موسيقي تنها تعدادي اصوات است که کنار هم قرار مي گيرند. هنر موسيقي پيامي است که در خود دارد و باعث مي شود که بهتر بتوانيم با هم گفتگو کنيم. اگر اصل را بر اين بگذاريم که هر کس در صحنه است هنرمند است پس هر کس هم که در بيمارستان باشد بيمار است در حاليکه اينگونه نيست و هنرمند تعريفي براي خودش دارد و سعي کرده ايم اين را در کتاب گل صد برگ توضيح دهيم.» او به مکتب موسيقي که در آن کار مي کند اشاره کرد و افزود:« تفکري که ما در مکتب ذوالفنون تابع آن هستيم به دنبال اين است که آگاهي شنونده موسيقي را بالاتر ببرد و خوشبختانه در سال هاي اخير آن انديشه غلط که فکر مي کرد موسيقي چيزي است براي پر کردن اوقات فراغت تغيير کرده است.» سپس ابوالحسن مختاباد، روزنامه نگار نيز در سخناني به پيشينه نوازندگي سه تار در ايران اشاره کرد و گفت:« ساز سه تار تا آغاز دهه 50 ساز مهجوري بود. بعد از انقلاب نيز به دليل فضايي که براي موسيقي به وجود آمد، کارشناسان به دنبال راه حلي براي مشکل ممنوعيت برخي از سازها مي گشتند. ساز سه تار و گروه نوازي اين ساز در اين ميان راه ميانه اي بود براي شکستن اين بن بست.» او همچنين با اشاره به بحث حوزه عمومي يورگن هابرماس فيلسوف آلماني گفت:« در تفکر هابرماس اين عرصه عمومي است که پيام دهنده را به آدم ها مي شناساند. متاسفانه ما سال هاي سال است که از کشيدن بحث هاي مربوط به موسيقي به عرصه عمومي هراس داشته ايم. از اين منظر بايد انتشار کتاب گل صد برگ را به فال نيک گرفت و معتقدم که سنگ بنايي مي شود براي اينکه درباره موضوعات موبوط به موسيقي بحث شود.» مختاباد همچنين در بخش ديگري از سخنانش انتقاداتي را به کتاب گل صد برگ وارد کرد و افزود:« در بخش اول داستان که شامل خاطرات آقاي ذوالفنون است، اين خاطرات با اينکه در گذشته رخ داده اما با نگاهي امروزي نوشته شده است و ارتباط برقرار کردن با آن دشوار است در عين حال اين خاطرات بسيار مختصر و محدود است. بخشي که مربوط به فعاليت استاد ذوالفنون در راديو است و اختلافي که پيش مي آيد و آقاي ذوالفنون از اين برنامه خارج مي شود نيز سيار مختصر است و توضيح زيادي ندارد.» او گفت:« بخش دوم نيز مجموعه اي است از ديدگاه هاي استاد ذوالفنون درباره چيزهايي که بيرون از موسيقي است که مباحث بسيار پيچيده ايست اما بسيار خلاصه و چکيده مطرح شده است. در کل هيچکدام از اين مباحث باز نشده است. در بخش ديگري از کتاب ديدگاه هاي استاد ذوالفنون درباره موسيقي ايراني آمده است که به نظر من دسته بندي دقيقي توسط نويسنده کتاب صورت نگرفته است. ارجاعات و پانوشت هاي کتاب نيز دقيق نيست و در جاهايي اصلاً قابل پيگيري نيست.» اين منتقد مهمترين نکته اي را که در کتاب گل صد برگ مغفول مانده است، مباحث مربوط به بعد از انقلاب دانست و گفت: « متاسفانه استاد درباره بعد از انقلاب چيزي نگفته است و اتفاقاً کتاب زماني تمام مي شود که نوار گل صد برگ منتشر مي شود که به نظر من اين نوار مانند شور انگيز عليزاده نقطه عطفي بود در تاريخ سه تار ايران.» ذوالفنون هم درپاسخ به انتقادات مختاباد آنها را بسيار دقيق اما قابل جبران ارزيابي کرد. گفتني است پس از نقد و بررسي کتاب گل صد برگ استاد جلال ذوالفنون به همرا گروه خود به اجراي چند قطعه موسيقي با پيش درآمد سه تار پرداخت که با استقبال حاضران مواجه شد. |
6 آبان سال 1364 در اسپانيا متولد شدم .آموزش سه تار را از سال 71 شروع کرده و از محضر اساتیدی چون داوود گنجه ای و جلال ذوالفنون بهره گرفتم و در خدمت ایشان توانستم در سه دوره جشنواره موسیقی فجر به مقام برتری نائل گردم .در کنار سه تار به نواختن کمانچه و تار نیز پرداختم .